بیلی مایر ، فریب در پشت هوش و نبوغ

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

25 پاسخ

  1. موسی گفت:

    h’v با سلام اگر بپشقاب پرنده نیست من می گوییم و ثابت می کنم هست اگر می خواهید از نزدیک ببینید ادزس می دهم و یک ماه در زمستان و هوای بارانی هست نشانتان می دهم اما تماس با ادمها نمی گیرند چون شما از ۵۰۰ متری تماما قلج می شوید این تلفن بنده است ۰۹۱۲…. مردم منطقه بارها دیدهاند اما می گویند ایجا جن دارد و حتی مسیر ترددشان را عوض کردند صورتشان همانند بز است و می ایند ۱۰۰ دورتر از پشقاب پرنده می روند و سپس از زمین بطرف اسمان می روند تمام مردم روستا این دیدهاند حتی معلمها روستا جای نشستن و پرواز دایرهای سیاه است از دیدن انها وحشت به ادم دست می زند وهمه چیز بدن قفل می شود حتی دوربین

  2. Rad گفت:

    سلام …ممنون از سایت خوبتون
    من خودم به شخصه معتقد به بودن فرا زمینی ها هستم ولی افرادی مانند پروفسور قلابی بالا افراد سود جویی هستن که فقط سعی میکنن افراد عامی و کم سواد و گول بزنن و دلیل بودن این افراد سود جو نباید به حساب کذب بودن تمام مدارک موجود از یوفو ها گذاشت …به نظر من ۹۸ درصد مدارک و میشه اشتباه وکذب دونست ….ولی نباید به اون دو درصد مابقی بی اهمیت بود ……نمونش خاطرات آقای روحانی رییس جمهور از دیدن یک سفینه از نزدیک در دوران کودکیشون

    • سامان هادی پور گفت:

      با سلام . کسی مدارک مربوط به یوفوها رو مردود ندونسته ، بلکه ما خواهان بررسی از تمامی جوانب هستیم . یعنی ما باید ابتدای دلایل زمینی رو بررسی کنیم سپس به دنبال ریشه های تخیلی باشیم .
      ممنون از شما

  3. james گفت:

    بشر هنوز خبر ندارد که بیلی مایر پیامبر زمان است که در هزاران سال گذشته پیشبینی شده بود.

  4. masood گفت:

    با سلام
    لطفا در مورد این مطلب هم تحقیق کنید ممنون
    يکي از ادعاي بيلي ماير را که حدود ۳۰ سال پيش (دهه ۷۰) مطرح شده بود تاييد کرد! بيلي ماير بيش از سي سال پيش ادعا کرده بود که موجودات فرازميني به او گفته اند که قله اورست مرتفع ترين کوه در کره زمين نيست! وي در يکي از نوشته هاي قديمي خود اورده که موجودات فرازميني به او گفته اند که قله چيمبورازو ( Chimborazo )در اکوادور ۲۱۵۰ متر از قله اورست بلند تر است.براي اينکه کره زمين کاملا گرد نيست و براي همين ((ارتفاع از سطح دريا)) مقياس درستي براي اندازه گيري ارتفاع کوه ها نيست!

  5. لطفا درمورد بشقاب پرنده ای که توسط آلمان نازی و پیشوا آدولف هیتلر ساخته شده است هم پست قرار دهید. اسمش هانیبو بود – باتشکر
    *البته من خودم اطلاعات دارم خواستم که برای بقیه کاربران هم مطلبی قرار داده بشه.

    • سامان هادی پور گفت:

      با سلام. در این رابطه کتاب هنری استیونز با نام ” راهنمای دیسک های پرنده آلمانی ” در سایت وجود داره که میتونید استفاده کنید .

      موفق باشید
      یاعلی

  6. حامی گفت:

    مگه میشه در هر کهکشان یک زندگی وجود نداشته باشد هر کهکشهان شامل هزاران سیاره میباشد با فاصله های نوری پس اگر ۱درصد احتمال ۱زندگی در هر کهکشان رو بدیم میشه هزاران زندگی هست که وجود داره.ما با این تکنولوژی بسیار ضعیف در زمین هنوز قادر به رفتن با صورت نور به سیارات اطراف خود رو نداریم چه برسه به رفتن به کهکشانهای دیگه

  7. میثم گفت:

    سلام
    گمونم شما با فیل لنگدان نسبتی داشته باشین؟ یه سوال ، علت پیشرفت انسان درین صد سال چی بود؟ چرا انسان به یکباره به این همه تکنولوژی دست یافت؟؟

    • سامان هادی پور گفت:

      سلام . پیشرفت انسان امروز تنها در یک قرن حاصل نشده دوست عزیز ، پیشرفت کنونی حاصل هزاران سال تلاش ، پشتکار ، فرازونشیب و تجربه بشر است .

      موفق باشید
      درپناه حق

  8. کیا نوری گفت:

    دوستانی ک وجود فرازمینی ها رو نفی می کنید آیا در سی سال گذشته بهتون می گفتن ک بشر می تونه بره ماه همین نفی کردنا رو نداشتین؟ یا اگر می گفتن روزی می رسه ک هر شخصی یا یک گوشی می تونه بهترین لحظه زندگیشو تو همون لحظه با کل دنیا مشترک بشه وا اسلاما سر نمی دادین؟ من مطمئنم زندگیی غیر از اینی ک ما داریم هم هست

    • سامان هادی پور گفت:

      با سلام . خیلی خوشحال خواهیم شد که این حیات چه در سطح میکروبی چه در سطح هوشمند وجود داشته باشه . این احتمال وجود داره و ما هنوز در حال یافتن سرنخی از حیات هستیم . نفی شایعات وجود فرازمینی ها با نفی احتمال وجود حیات فرازمینی بسیار متفاوت است . لطفا تفاوت این دو را نظر داشته باشیم.

  9. کیا نوری گفت:

    خیلی هم دلم میخاد قبل از رفتن از این دنیا بتونم ببینمشون

  10. بی طرف گفت:

    والا من کاری به ادعاهای این بابا و امثال اون ندارم ولی اثبات دروغگو بودن اونها برحق بودن شما رو هم نمیرسونه من از ادعایی که شما با اسم سایتتون دارید یدک میکشید به عمق حقه بازی شما هم پی میبرم حقیقت خاموش…!!! واقعا که شما هم سعی در خوراندن توهماتی به ملت حقیقت جو دارید شما هم ادعا میکنید که غرب در تلاش است که اجنه و شیاطین (که به نظر من در اذهان بیمار شما میتوان اونارو یافت)رو در پوشش موجودات فضایی به بشریت غالب کنه و دقیقا مانند همین یارو هایی که دارید به اصطلاح پته شون رو رو آب میریزید با همین مستند سازی های ظاهری خواننده هاتون رو اغفال میکنید پس شما هم لطفا دست از فریبکاری بردارید

  11. فاطمه گفت:

    این پرونده صد در صد واقعیه و نزدیک به ده سال محققان آمریکایی و ژاپنی روی اصالت فیلم ها ، عکس ها ، نمونه فلز ، صدای ضبط شده سفینه ها تحقیق کردند و حقانیت پرونده مایر کاملا اثبات شده است ، متاسفانه این وب سایت با ترویج تصاویر و عکس های جعلی که به لطف سربازان گمنام ” سی آی ای” قاطی عکس های اصلی پرونده شده داره راه اشتباه زیرپاگزاشتن حقیقت و دروغ پراکنی بر علیه مهم ترین حقیقت تاریخ بشریت را ادامه میده…

  12. فاطمه گفت:

    اوج وقاحت و بی حیایی وب سایت حقیقت خاموش در اینه که هیچ کدام از دیگر مدارک پرونده مثل نمونه فلزی که توسط شیمیدان شرکت آی بی ام منشا فرازمینی آن تایید شده و اونو به مایر داده بودن را ذکر نمیکنه ، حتی عکس این دختر یعنی “اسکت” هم فقط دوتای اون دستکاری شده است و عکس تکی “اسکت” همان عکس واقعی این دختر فرازمینی است که هیچ کدام از مخالفان پرونده نتونستن منبع اون عکس را بیارن

    • سامان هادی پور گفت:

      سلام . لطفا بفرمایید توضیح بدید اون نمونه فلزی الان کجاست ؟ در کجا نگهداری میشه ؟ اسم شیمیدان شرکت آی بی ام و مدرکی که تایید کنه این صحبت شما رو برای بنده ارسال کنید .
      عکس اصلی این دختر رو هم بفرمایید دقیقا کجا میتونیم ببینیم .

      ممنون از شما

  13. فاطمه گفت:

    ظاهرا شما کوچک ترین اطلاعاتی در مورد پرونده نداری اما خیلی با افتخار داری خودتو جای یک محقق برای وب فارسی معرفی میکنی در همین متن بالا خطاهای بسیاری وجود داره که کاملا مشخصه شما اصلا جزئیات اسم ها و شخصیت های پرونده را هم نمیدونی : به عنوان مثال عکس دختری که در بالا گزاشتی عکس “سمیاسه” نیست و عکس یکی دیگر از فرازمینی های مورد تماس مایر به نام “اسکت” است ، اون عکس تراکتور مایر با درخت شکسته هم یکی از عکس های خود مایر است که اشاره به شکسته شدن شاخه های درخت توسط سفینه ملقب به کیک عروسی در همان روز دارد ، فیل لانگدن هم نتونسته فیلم ها ۸ میلیمتری مایر را دوباره سازی کنه مثل حرکت ماشین زیر سفینه در جاده و عکس هاش هم همه تو باغ کوچکی گرفته شده که با عکس های مایر که در لبه دره گرفته شده اصلا تناسخی ندارد ، شما حتی نام شخصیت های پرونده را هم نمیدونی به همین دلیله که خیلی راحت از کنار اسم یکی از معروف ترین محققان یوفولوژی جهان یعنی همان “وندل استیونز” میگزری و اون و دیگر همکارانش را بعد از ۵ سال تحقیق روی پرونده به دروغگویی متهم میکنی نتایج تحقیقات این افراد تو مستندهای زیر کاملا تشریح شده است :

    UFOs Are Real -1979
    Beamship – The Movie Footage -1985
    The Meier Chronicles- 1986

    در مورد اون فلز و شیمیدان شرکت آی بی ام به نام “مارسل ووگل” در مستند معروف زیر همه جزئیات آمده است:
    Contact-1987

    اما اگر نتایج تحقیقات کامل تر میخوای این مستند را باید ببینی:
    Beamship – The Metal

    این که “وندل استیونز” کی بوده را میتونه اینجا بخونی: کسی که تمام عمرش را مشغول تحقیق در مورد یوفوها بوده و در سال ۲۰۱۰ فوت کرد ، روحش شاد
    http://www.ufoevidence.org/researchers/detail41.htm

    مستند The Worlds Greatest Hoaxes : Secrets finally revealed که شما ادعا میکنی در اون همین آقای “کال کورف” به قول شما محقق در سال ۱۹۹۸ با اون پرونده مایر را زیر سوال برده توش فقط ده دقیقه در مورد مایر صحبت شده و دلیل اصلیش طلاق زن مایر ازشه که چون طلاق گرفته و میگه که همسرش دروغ میگه پس ما باید باور کنیم که تمام عکس ها و فیلم ها جعلی بوده اند!!!

    تو لینک های زیر به طور کامل تفاوت عکس های جعلی اون دخترا که توسط سازمان اطلاعاتی آمریکا دستکاری شده بودند و عکس تکی و واقعی “اسکت” و دلایل علمی که چرا دو دختر یکی نیستند با جزئیات آمده است:
    http://www.theyfly.com/Asket_&_Nera.htm

    آخرین عکس لینک زیر عکس واقعی و با کیفیت “اسکت” است که هیچ مشابهت علمی با عکس اون هنرپیشه آمریکایی ندارد:
    http://www.futureofmankind.co.uk/Billy_Meier/The_mysterious_photo_of_Asket

    امیدوارم شجاعت چاپ این اسم ها و لینک ها و حقیقت اصلی ماجرا را داشته باشید:

    منابع بیشتر:
    http://www.futureofmankind.co.uk/Billy_Meier/Audio_Evidence
    http://www.futureofmankind.co.uk/Billy_Meier/An_Investigation_Into_The_Pendulum_UFO
    http://www.futureofmankind.co.uk/Billy_Meier/Physical_Evidence
    http://www.futureofmankind.co.uk/Billy_Meier/Rare_Archives
    http://www.futureofmankind.co.uk/Billy_Meier/Photographic_Evidence

    • سامان هادی پور گفت:

      سلام دوست عزیز . در ادامه پاسخ جناب آقای یوسف ظریف رو خدمت جنابعالی قرار میدم :

      « با سلام خدمت شما مخاطب عزیز:

      قبل از هر چیزی، مقاله ای که ما در سایت قرار دادیم مربوط به چند سال پیش هست، زمانی که حقیقت خاموش یه وبلاگ بود و الان مدتیه تبدیل به یک سایت گردیده. ما در اون مقاله بارها و بارها خواننده رو دعوت کردیم که بره بیشتر تحقیق کنه. این یعنی ما توقع نداریم خواننده فقط پیرو حرف ما باشه که حضرتعالی اون جوری واکنش داده و ادبتون رو به رخ می کشید. اما من تصمیم گرفتم به جای اصلاح و کامل تر کردن مقاله موجود در سایت، در پاسخ به شما بحث رو گسترش بدم و نواقص مقاله بیلی مایر رو تا حد زیادی رفع کنم:

      یه جوری فرمودین پرونده واقعی هست و توسط سازمان سیا و سازمان های اطلاعاتی مخدوش شده که هر کسی از در بیاد داخل فکر میکنه در عرصه یوفولوژی فقط یه نفر بوده که با موجودات فضایی رفته گردش فضایی، فقط یه نفر بوده که با موجودات فضایی فیلم گرفته و عکس انداخته، فقط یه نفر بوده که فلز ناشناخته به عنوان سند از سفر فرازمینیش سوغات آورده . . . و همه اون یه نفر ها کسی نبوده جز بیلی مایر سوییسی.

      اون سایت http://www.theyfly.com که آدرس دادید، شعارش این بود که مایر تنها تماس گرفته شده ی معتبر هست. خوب این شعار به تنهایی نشون میده که عقیده شما و نویسنده اون سایت چقدر به هم نزدیکه و هر دو اصرار شدیدی دارید که بیلی میر درستکار بوده و علیه او توطئه شده!!!
      تقریباً دو یوفولوژیست بودن و هستن که دست چپ و راست مایر می باشند: وندل استیونز و مایکل هورن که هر دو درجه ی اعتبار بسیار پایینی دارند. می تونید این رو حداقل از یوفولوژیست های معتبر فارسی زبان بپرسید. الان برای من مسجل شده که جنابعالی دانشی کاملاً سطحی از یوفولوژی دارید و حتی قادر نیستید شاه استخوان های یوفولوژیست رو از چند تا یوفولوژیست خورده پا در عرضه یوفولوژی تشخیص بدید.

      شما در زمینه یوفولوژی و حداقل پرونده بیلی مایر اگر استاد بودید، باید می دانستید که دو یوفولوژیست سرشناس و مطرح جهانی به نام های استانتون فریدمان و جاکوئیز والئی نیز آقای بیلی رو نقد و رد کردن. وقتی قطب های یوفولوژی دنیا خودشون به بیلی مایر شک دارن، شما چطور میای با این جدیت از مایر دفاع می کنید؟

      https://en.wikipedia.org/wiki/Billy_Meier

      همون سایت ویکی انگلیسی در مدخل بیلی مایر به این قضیه اشاره کرده و قبل از این که از منتقدان یوفولوژی نام ببره میاد میگه فریدمان و والئی پرونده بیلی مایر رو رد کردن. تشریف ببرید مطالعه کنید. حتی سایت های یوفولوژی هم به این قضیه اشاره کرده اند .

      https://theyflyblog.com/2015/10/01/physicist-stanton-friedman-to-investigate-billy-meier-ufo-case/

      حتی بعضی ها تو سایت هاشون از سایر یوفولوژیست هایی نام بردن که با بیلی مایر مشکل دارن. شما اول برو مشکل جامعه یوفولوژی با بیلی مایر رو حل و فصل بفرما، بعد بیا اینجا و از معتبر بودن بیلی مایر صحبت بنما.

      http://www.topsecretwriters.com/2013/10/billy-meier-and-his-odd-ufo-publicist-michael-horn/

      اولین باره می شنوم کسایی هستن که قادرن به صدای موتور سفینه ها گوش کنن و بگن: همممم این باید صدای یک موتور هانیبو۲ باشه. . . نه اون صدای وریل هست . . . این هم می خوره بشقاب پرنده تولید سیاره الدباران باشه. یعنی شما خودتون به گفته های خودتون باور دارید؟ البته اگه شما بتونین از دوستانتون صدای بشقاب پرنده های آنوناکی ها را برای من گیر بیارین که خیلی ممنونتون می شم.
      مخاطب محترم هر چقدر فکر می کنم، می بینم نمیشه به حضرتعالی یک پاسخ ساده و خلاصه شده تحویل داد، زیرا کاملاً مشخصه که موضوع رو بسیار ساده فرض کردید. در خصوص ملاقات با فرازمینی ها، خدا میدونه چند نفر بودن که قبل از بیلی مایر مدعی بودن با موجودات فضایی ملاقات کردن. باید تاریخچه تماس گرفته شدگان (Contactees) را خدمتون عرض کنم. شما برو با بزرگان یوفولوژی فارسی زبان مشورت کن و غلط های منو بگیر. من خوشحال میشم:

      شکل گیری رسمی و پذیرش جنبش تماس گرفته شدگان فیزیکی به سال ۱۹۵۲ باز می گردد، زمانی که جورج ون تاسل(Van tassel) مدعی تماس هفتگی با «سولگوندا-Solgonda» از خدمه سفینه فضایی ونتلا(Ventla) گشت. کتاب « من سوار یک بشقاب پرنده شدم» را ون تاسل در این خصوص نوشت که اولین کتاب مدرن تماس گرفته شدگان محسوب می گردد. طی آیین و سنتی به نام «سفینه ی بین سیاره ای»، ون تاسل توانست در سال ۱۹۵۴ بیش از ده هزار نفر را در جاین راک (Giant Rock) کالیفرنیا گرد هم آورد. ون تاسل این گردهمایی سالانه را حدود دو دهه بر پا داشت (کک.) و با از رونق افتادن یوفوشناسی (یوفولوژی) در دهه ی ۱۹۷۰ این گردهمایی تعطیل شد. در این گردهمایی تماس گرفته شدگانی مانند اورفئو انجلوکی (Angelucci)، فرانک استرانگز(Stronges)، گابریل گرین و دانیل فرای نیز حضور داشته اند.

      البته بسیاری از یوفوشناسان، معروف ترین جورج تماس گرفته شده را جورج آدامسکی می دانند. آدامسکی در نوامبر سال ۱۹۵۲ به همراه جورج ویلیامسون و چند تن دیگر به صحرای نوادا جهت ملاقات یک خدمه سفینه ی به زمینه نشسته از مبدا ناهید به نام « اورثون-Orthon » می رود. در این خصوص کتاب «بشقاب پرنده لنگر انداخته است» را به کمک دزموند لزلی (Leslie) در سال ۱۹۵۳ نوشت. وی نشست های مختلفی درخصوص ارتباطش با فرازمینی ها برگزار نموده، سخنرانی های بسیاری در اقصی نقاط دنیا داشته و سهم بسزایی در شکل گیری جنبش تماس گرفته شدگان دارد.

      یکی دیگر از تماس گرفته شدگان کلیدی، جورج هانت ویلیامسون است که به همراه همسرش و دوستش یعنی خانواده ی بایلی از طریق جلسات احضار ارواح، رادیو و تله پاتی ذهنی با مریخی ها، اورانوسی ها و فرازمینی های سایر نقاط منظومه شمسی و کیهان تماس برقرار می نمایند. خانواده ویلیامسون و خانواده بایلی حداقل از ۱۹۵۲، بارها از طریق رادیو با موجودات فرازمینی مانند زو (Zo)، آفا (Affa)، اوم (Um)، رگا (Regga) تماس برقرار می کنند (ههه). ایشان در ادامه ی کار در جلسات آیین مذهبی اشیا پرنده جورج آدامسکی که آیینی فرعی از مکتب تئوصوفی محسوب می شود، شرکت نمودند. اولین اثر ویلیامسون و بایلی «زبان های دیگر-بشر دیگر» نام دارد که در سال ۱۹۵۳ منتشر شد. ویلیامسون و همراهانش با کلسیونی از موجودات فضایی صحبت نموده اند از جمله: اکتار(Actar) از عطارد، ادو اهاتون (Adu of Hatonn) از کهکشان اندرومدا، آگفا آفا (Agfa Affa) از اورانوس، ارتوک (Artok) از پلوتو، اوا (Awa) از خارج منظومه شمسی، کادار لاکو (Kadar Lacu) از ذحل، ترا (Terra) از ناهید، رگا (Regga) از مریخ و . . .

      ترومن بثوروم (Bethurum) در شمارگان سال ۱۹۵۳ مجله ی بشقاب پرنده ها از حادثه ی ژولای ۱۹۵۲ صحبت می کند که با هشت تن از خدمه ی سفینه ی «اسکو-Scow» از سیاره کلاریون در صحرای نوادا ملاقات ممتدی داشته است. وی نیز در گردهمایی های جاین راک شرکت می جست..

      باک نلسون (Nelson) یک کشاورز آمریکایی بود که در سال ۱۹۵۴ مدعی برخورد با یک بشقاب پرنده متعلق به اهالی زهره در ایالت میسوری شد که این برخورد ادامه پیدا می کند. او نیز به مدت یک دهه ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۵ گردهمایی سالانه آیین و سنتی «سفینه فضایی» را در ماونتین ویو (Mountain view) برگزار می نمود. نلسون نتوانست شهرت و محبوبیتی در حد آدامسکی یا حتی دانیل فرای (Fry) بدست آورد (خخ). فرای کتابی با عنوان «حادثه وایت سند» می نویسد (۱۲۱۲) و در آن ادعا می کند که موجود فضایی با نام «الان-Alawn» او را سوار بشقاب پرنده خود نموده و مدت نیم ساعت بر فراز نیویورک پرواز نموده است. فرای کتابش را سال ۱۹۵۴ منتشر کرد ولی تاریخ حوادث را ژولای ۱۹۵۰ عنوان نمود.

      جورج دیگری نیز در انگلیس می زیست به نام جورج کینگ که او نیز در سال ۱۹۵۶ جامعه آئثریوس (Aetherius) را در لندن بنیان نهاد. این جامعه شعباتی در آمریکا، استرالیا، آفریقای جنوبی و سایر کشورهای جزیره بریتانیا داشته است. کینگ مدعی بود در سال ۱۹۵۴ صدایی از فضا با پیغامی به این مضمون که «خود را آماده کن، تو صدای پارلمان بین سیاره ای خواهی شد!» را دریافت داشته است. بعدها کینگ کشف نمود که آن صدا متعلق به یک استاد ۳۵ هزارساله ی ناهیدی به نام آئثریوس بوده است. او مسیح، بودا و کریشنا را استادان بزرگ و جزو برادران فرازمینی معرفی می کرد. سبک و سیاق مسلک تئوصوفی در برنامه های کینگ نیز آشکار بود. وی گفته بود که بدون بشقاب پرنده ها دنیا مرده است. طبق اطلاعاتی که موجودات فضایی به کینگ داده بودند، دو نژاد قبلی زمین یعنی لموریا و آتلانتیس بر اثر بمب های اتمی نابود شده بودند و اکنون برادران فرازمینی نگرانند که نژاد سوم نیز دچار چنان سرنوشت شومی گردد. کینگ در سال ۱۹۹۷ درگذشت.

      اورفئو انجلوکی (Angelucci) در کتاب معروفش «راز بشقاب پرنده ها-۱۹۵۵» می نویسد که از تابستان ۱۹۵۲ با بشقاب پرنده ها و خلبانان انسان شکل دوست داشتنی آن (نژاد فرازمینی نوردیک) برخورد داشته است. در آن برخورد، یک زوج فضایی با گلاسی کریستالی از یک نوشیدنی نشاط آور از آنجلوکی پذیرایی می کنند و این پایه ای برای برخوردهای بعدی می شود. خوشبختانه انجلوکی در این رابطه هیچ نهادی تاسیس نکرد.

      فرانک استرانگز (Stranges) یکی دیگر از تماس گرفته شدگان دهه ی ۱۹۵۰ بود. او با مردی از سیاره زهره به نام وال تور (Val Thor) ملاقات های زیادی داشته است. آن گونه که استرانگز می گفت، هدف وال تور از آمدن به زمین کمک به بشر برای به عظمت رسیدن مجدد بوده است.

      گابریل گرین یکی دیگر از تماس گرفته شدگان است. او که در سال ۱۹۵۷ گروه مطالعه بین سیاره ای را تاسیس کرد که دو سال بعد به شرکت کلوب های بشقاب پرنده امریکا در کالیفرنیا تغییر یافت. همان سال ادعا کرد که با یکی از خدمه ی یک سفینه فضایی متعلق به سیاره کورندر (Korender) ملاقات داشته است. طبق گفته های گرین سیاره مذکور حول ستاره های سه گانه آلفا سنتوری در گردش است. همچنین ملاقات هایی با ساکنین سیاره های زهره، مریخ و زحل نیز داشته است. او هم همانند سایر تماس گرفته شدگان دهه ی ۱۹۵۰ قادر بود از طریق تله پاتی ارتباط خود را با آن برادران فرازمینی ادامه دهد. بعضی عناصر کلیدی تئوصوفی مانند تناسخ، ارتباط با ارواح و کالبد واسطه ای را اقتباس نموده بود و در گفتمان خود به کار می برد.

      در سال ۱۹۵۶، هوارد منگر (Menger) در دشت نزدیک خانه اش، چند عکس از بشقاب پرنده ها گرفت و این بهانه ای برای سخنرانی هایی در اقصا نقاط آمریکا و نوشتن چند کتاب گردید. منگر می گفت که موجوداتی فضایی از سیاره زهره، مریخ، مشتری و زحل با او تماس داشته اند. او و همسرش ادعا می کردند که قبلاً در سیاره زهره زندگی می کرده اند و پس از مرگ، روحشان در کالبد زمینی تناسخ یافته است. منگر ادعا می کرد که از سال ۱۹۳۲، یعنی از وقتی که ۱۰ سال بیشتر نداشته است، با موجودات فضایی برخورد داشته است. به این ترتیب، وی خود را اولین تماس گرفته شده می دانست.
      از دیگر ادعاهای جالب مربوط به دانا هوارد (Howard) است. هوارد مدعی بود که در آوریل ۱۹۵۵ از طریق یک واسطه به نام کاندلر با زنی از سیاره زهره تماس داشته است. هوارد مدتی بعد به زهره رفته، همان جا ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده است. الیزابت کلارر (Klarer) که اهل آفریقای جنوبی بود نیز ادعا می کرد از بچگی با موجود فضایی به نام اکون (Akon) از سیاره منتون مربوط به منظومه آلفا سنتوری در ارتباط بوده است. سال ۱۹۵۷ به سیاره منتون، محل سکونت آکون مسافرت می کند. در مدت اقامت ۴ ماهه خود در سیاره منتون، از آکون حامله شده و پسری به دنیا می آورد. کلارر این داستان را سال ۱۹۸۰ در کتاب «فراتر از سرعت نور» منتشر کرد.

      اما نباید از کلود وریلهان (Vorilhon) معروف به رائل (Rael) غافل شد. وریلهان در اثرش به نام « کتابی که حقیقت را می گوید » منتشر شده در سال ۱۹۷۴ مدعی می شود که در دسامبر سال ۱۹۷۳ در دهانه آتشفشانی دور افتاده در فرانسه، سفینه ای به آرامی از آسمان فرود آمد، یک موجود فرازمینی از آن خارج شده و به او گفته که با هدف ملاقات وی آمده است. وریلهان پیام مشخصی از فرازمینی، که خودش می گوید یهوه بوده است، دریافت نموده و از سوی یهوه ماموریت یافته تا آن را به گوش تمامی مردم زمین برساند. بر همین مبنا نیز کیشی به نام رائلیسم راه اندازی نموده و رهبریش را بر عهده گرفته است.
      این همه غربی که قبل از بیلی میر سویسی با موجودات فرازمینی در ارتباط بودن و باهاشون رفت و آمد داشتن و حتی ازشون حامله هم شدن. با این اوصاف چرا باید سازمان سیا بیاد از بین این همه مدعی ملاقات با فرازمینی ها، دست بگذاره رو پرونده بیلی مایر. یعنی چون که بیلی مایر سوییسی بوده، دلیل خوبیه؟

      شما می فرمایید به موجود فرازمینی اعتقاد داری چون مطمئنی بیلی مایر راست میگه. چون برای شما بیلی مایر سنده، حق داری بهش اقتدا کنی. هر کس این حق رو بی دلیل از شما بگیره، مشکل از شما نیست، مشکل از اون شخصه. اصلاً کال کورف اشتباه کرده که اومده دنبال منشا عکس های اسکت و نارا گشته. اما چقدر یک استدلال می تونه مضحک باشه که یکی بگه چون ثابت نشده عکس تکی اسکت متعلق به یک زن زمینی هست، پس متعلق به یک فرازمینی هست. اگه کتابی در زمینه منطق و فلسفه نوشتین، بدین ما هم بخونیم بلکه با گوشه ای از دانش حضرتعالی آشنا بشیم. شما عکس تمام زنان سیاره زمین در دهه ۱۹۷۰ رو بده به ما تا بررسی کنیم. اگه قاطی عکس ها نبود اونوقت حق با بیلی مایر خواهد بود و شک در فرازمینی بودن اسکت خطاست.

      بیلی مایر اگر می خواست ثابت کند به فلان سیاره سفر کرده است باید از جایی و یک تکنولوژی آن سیاره عکس می گرفت که نمونه زمینی نداشته باشد. چرا او دقیقاً رفت سراغ یک خانم که مشابه آن حتی در کشور سوییس به وفور یافت می شود؟ اصلاً نه دانشمندان شرکت آی بی ام، بلکه اگه مرحوم اینشتین رو بتونین از نو زنده کنین و بیاد رو تکه فلز ره آورد سفر بیلی میر تحقیق کنه و تایید کنه فرازمینیه، به سادگی چنین ادعایی مردود اعلام خواهد شد. مخاطب عزیز متوجه باشید که فرازمینی یا زمینی قلمداد کردن یک تکه فلز بر خلاف تصور شما یوفو دوستان، کاملاً از نظر علمی بی معناست.
      شما چطور در خیابان تشخیص می دهید که فرد مقابل شما یک خانم است یا یک آقا؟ همان گونه که برای تشخیص جنسیت افراد ملاک هایی وجود دارد، برای تشخیص فرازمینی بودن یک تکه فلز نیز باید ملاک های وجود داشته باشد یا خیر؟ الان شما بفرمایید این ملاک ها کدامند؟ یعنی اگر شخصی به شما یک تکه فلز بدهد، چگونه زمینی بودن یا فرازمینی بودن آن را تعیین خواهید کرد؟

      شما به جای اسم بردن از شیمیدان شرکت آی بی ام سعی کنین خودتون مقداری در زمینه فیزیک شکل گیری کیهان و سیاره ها مطالعه کنی تا اول سر در بیارین ستاره ها و سیاره ها چطور شکل گرفتن و . . . در نهایت دریابید ملاک فرازمینی بودن و زمینی بودن یک تکه فلز چیست؟ اما من بعد از شش سال فعالیت در این سایت، چون هیچ عاشق یوفویی ندیدم که به خودش زحمت مطالعه علمی بده، خودم اینجا مطلبشو براتون قرار می دم، باز هم شما برو با بزرگان عرصه یوفولوژی مشورت کن و اگه تونستین ردش کنین:

      مطابق آخرین اخبار تاکنون ۱۱۸ عنصر بر روی سیاره زمین شناسایی شده است هر چند بعضی از آن ها هنوز توسط موسسه آیوپاک تایید نشده است. ۹۸ تا از این عناصر را می توان در طبیعت مشاهده نمود. مابقی از طریق واکنش های هسته ای و در آزمایشگاه ساخته می شوند. در آزمایشگاه های هسته ای با افزودن بر تعداد پروتون های هسته، اتم ها و در نتیجه عنصرهای جدید خلق می کنند! تعداد ۱۱۸ عنصر جدول تکمیل شده ی مندلیف. همین طور که میدانید جدول ناقصی ندارد و تمام دوره ها کامل هستند.

      اما در این خصوص اشکالی وجود دارد. چنین عناصری که در محیط آزمایشگاهی خلق می شوند عمر چندانی ندارند و زود از بین می روند. باید به شما بگویم آن عناصری که در آزمایشگاه های شکافت یا همجوشی هسته ای تولید می شوند، چون مصنوعی هستند در فضا هم یافت نمی شوند. بله، جالب شد! کیهان از همین عناصری تشکیل شده که به صورت طبیعی بر روی زمین هم وجود دارند. تعجبی هم ندارد، مشت نمونه ی خروار است. روند جدول تناوبی مندلیف هم همین را به ما می گوید. از آن جا که مندلیف جدول تناوبی خود را بر مبنای شصت و شش عنصری که تا آن زمان کشف نموده بود، مرتب کرد، متوجه شد که بعضی از خانه های جدول خالی مانده اند. وی می دانست آن خانه های خالی باید جای عناصری باشد که هنوز کشف نشده اند. داستان اکاسیلیسم وی مشهور است. لذا اگر شما عناصر موجود در طبیعت یا حتی عناصر مصنوعی را بر اساس خواص شیمیایی یا خواص فیزیکی آن ها مرتب کنید، نهایتاً به همان جدول ۱۱۸ عنصری می رسید.
      اما چرا این گونه است؟ همین ابتدا باید بگویم پاسخ این سئوال حقیقتاً وقت گیر و پیچیده است لذا دوستانی که مایلند به کتاب «شناخت گیتی» نوشته ی پروفسور باربارا سو رایدن، گردآوری و ترجمه افشین آزادمنش مراجعه نمایید. دلیل اصلی به نحوه ی تولد و گسترش کیهان باز می گردد. در چند دقیقه اول پس از مهبانگ یا بیگ بنگ، عناصر سبک هیدروژن (H) و هلیوم (He) متولد شده اند. این عناصر طی فرایندهایی ستاره ها را تشکیل دادند. به طور ساده می توان گفت هر ستاره یک کارخانه ی شیمیایی است که در مرکز (هسته ی) آن عناصر سبک تبدیل به عناصر سنگین تر و پیچیده تر می شوند. لذا ستاره های ابتدای شکل گیری کیهان از عنصر سبک هیدروژن تشکیل شده بودند. در شرایط داغ و متراکم مرکز چنان ستاره هایی، الکترون ها خود را از قید هسته های هیدروژن رها می کنند. هسته های هیدروژن با هم واکنش می دهند و هسته ی هلیوم را به وجود می آورند. وقتی هیدروژن های هسته ی ستاره مصرف شدند و تبدیل به هلیوم گردیدند، ستاره منقبض می شود و دمای هسته ستاره در حدی بالا می رود که شرایط برای تبدیل هلیوم ها محیا می شود. هسته ی هلیوم ها به نسبت های معین به هم جوش می خورند و تبدیل به کربن (C) و کمی هم اکسیژن (O) می شوند. در مرحله ی بعد هسته ی کربن-اکسیژنی منقبض می شود و زمانی که دمای آن به مقدار کافی بالا رفت، اکسیژن و کربن می توانند همجوشی کنند و به عناصر سنگین تر از قبیل سیلیسم (Si)، گوگرد (S) و آهن (Fe) تبدیل شوند. حالا هسته ستاره آهن جامد است. اکنون ستاره باید به فکر راه چاره دیگری برای ادامه حیات خود باشد یا تبدیل به سیاه چاله شود (۲). این یک فرایند کلی است و الزاماً برای همه ی ستاره ها اتفاق نمی افتد.
      عناصر از کربن تا آهن طی فرایند فوق یعنی همجوشی هسته ای شکل می گیرند. شکافت هسته ای کربن، نیتروژن و اکسیژن بر اثر اشعه ی کیهانی منجر به تولید لیتیم (Li)، برلیوم (Be) و بور (B) می شود. عناصر سنگین تر از آهن تا اورانیوم (U) و پلوتونیوم (Po) از طریق انفجار هسته ی ابرنواخترها و دیگر تحولات عظیم کیهانی به وجود می آیند(۱). لذا به صورت ساده باید گفت ۹۸ عنصر طبیعی به صورت زیر تشکیل شده اند:

      -دو عنصر هیدروژن و هلیوم و حتی مقداری لیتیم، برلیوم و بور در چند لحظه ی اول مهبانگ تشکیل شده اند.
      – عناصر کربن تا آهن از طریق همجوشی ای هسته ای در مرکز ستاره ها به وجود می آیند.
      – بخش اعظم لیتیم، برلیوم و بور از طریق شکافت هسته ای اتم عنصر های کربن، نیتروژن و اکسیژن به وجود آمده اند.
      – سایر عناصر سنگین تر از آهن تا اورانیوم و پلوتونیوم از طریق انفجار ابرنواخترها یا سایر حوادث عظیم کیهانی خلق شده اند.
      پس تک تک عناصر تشکیل دهنده ی بدن ما زمانی در دل ستارگان بوده اند. روند فوق به صورت ضمنی می گوید که مقدار اتم هیدروژن و هلیوم در کیهان باید بیشتر از سایر اتم ها بوده باشد. آری، ۹۲ درصد از کل اتم های کیهان را اتم هیدروژن، نزدیک به ۸ درصد را اتم هلیوم و بقیه ی اتم ها درصد باقی مانده را تشکیل می دهند (۳). پس می بینید که سهم هیدروژن و هلیوم چقدر بیشتر از بقیه ی عناصر است! اما ما از کجا می دانیم که ۹۲ درصد از کل اتم های کیهان را اتم هیدروژن تشکیل می دهد؟

      در پایان این بحث و پاسخ به سئوال فوق باید خاطرنشان نمود که هر اتم، یون یا مولکول در حالت گداخته (چنان داغ که از خود نور منتشر نماید) یک طیف نشری مخصوص خود منتشر می کند. اگر ذره مورد بحث سرد باشد نیز یک طیف جذبی مخصوص به خود تولید می کند. این طیف ها برای اتم های یک عنصر مانند اثر انگشت برای انسان هاست. دانشمندان طیف جذبی و نشری تمامی عناصر روی زمین را شناسایی نموده اند. اکنون ما قادر هستیم با مشاهده ی طیف یک گاز کم تراکم، تعیین کنیم که از اتم های کدام عناصر تشکیل شده است. برای مثال مشاهده ی طیف جذبی جو خورشید نشان داده است که ۹۲ درصد اتم هیدروژن، ۸/۷ درصد اتم هلیوم و مابقی را سایر اتم ها تشکیل داده است (۲). لذا هیچ محققی طیفی مربوط به یک نقطه ی کیهان نیافته است که نتوان به هیچ عنصری بر روی زمین نسبت داد.
      یا همین طور آیا هیچ وقت شنیده اید که خبرنامه های علمی بگویند عنصری جدید را در بقایای شهاب سنگ های فرو رفته در پوسته ی زمین یافته اند؟ امکان ندارد چنین شود. زیرا عنصر جدید یعنی عنصر شماره ۱۱۹ یا ۱۲۰ یا . . . و همان طوری که متذکر شدیم چنین عنصری پرتوزاست، عمر بسیار کوتاهی دارد و در طبیعت باقی نمی ماند.
      پس اکنون مشخص شد جنس بشقاب پرنده یا یوفوها از همان عناصری است که بر روی زمین به صورت طبیعی وجود دارند و «ناشناخته بودن جنس بشقاب پرنده ها برای مردم زمین» صرفاً عبارتی فریبنده است.

      در پایان رئوس ادعاهای حضرت عالی بررسی و تحلیل شده است. حتی اگر شما یک ذره از تعصب خود می کاستید می توانستید ببینید بسیاری از عکس های بیلی مایر تقلبی است. شما چطور از روی عکس تمام قد یک فرد می توانید دقیقاً قد وی را اعلام کنید؟ قطعاً نمی توانید. فرض کنید همان فرد عکس دیگری هم با دوست شما گرفته است. اکنون با توجه به قد دوست خودتان قادر خواهید بود اندازه قد شخص مذکور را نیز حدس بزنید.

      بسیاری از عکس های بشقاب پرنده که بیلی مایر گرفته است، بشقاب پرنده کنار درخت یا نوک درختی همانند کاج است. همه ما می دانیم نوک کاج چقدر بزرگ است و با توجه به درخت کاج قادریم بزرگی اندازه یوفوی کنار آن را برآورد کنیم. در کمال تعجب یوفوهایی که بیلی میر از آن ها عکس گرفته است، به قدری باید کوچک باشند که احتمالاً یک نفر هم در آن جا نشود!

      راستی اگه شما قادر به اندیشیدن هستید، لطفا به این سئوال پاسخ بدید: اگه فرازمینی ها مایل به افشای رابطه پنهایشان با بیلی مایر نبوده اند، پس چرا بیلی میر اصل پنهانکاری را زیر پا گذاشت و از ملاقات هایش صحبت کرده و عکس ارائه می کرد و به شدت اصرار به ملاقات با بیگانه ها داشت؟ اگر فرازمینی ها ابایی از آشکار شدن ارتباطشان با بیلی مایر نداشته اند، چرا یک سند محکمه پسند به بیلی میر ندادند؟ چرا اجازه ندادند بیلی عزیز از خانه و کاشانه آنها، از غذای آن ها، از حیوانات خانگی شان، از دکوراسیون پذیرایی و وسایل تفریحی آن ها برایمان فیلم تهیه کند؟

      بیلی مایر امروز کسی است که از دو طرف متهم به تقلب شده است: هم از سوی یوفولوژیست ها و هم از سوی منتقدین یوفولوژی. فقط یک شخص افراطی همانند شما و مایکل هورن و وندل استیونز می توانند از بیلی مایر درستکار و راستگو قلمداد کند و به راحتی دیگران را متهم به توطئه سازی و دسیسه چینی کند. البته این دو یوفولوژیست نیز یکی مدت ها با بیلی مایر بوده و دیگری مروجی است که از برکت دیدگاه بیلی مایر بخوبی توانسته برای خود مقام و ثروت دست و پا کند. »

  14. میثم گفت:

    شخصا خودم دیدمشون و میدونم از لحاظ تکنولوژی هزاران سال از ما جلوترن من تا بحال چند بار اونارو دیدم تقریبا میدونم چه موقعهایی میان …
    تمام دوستامم اوایل مثه شما بودن و فک میکردن یوفوها جز تخیلات ادمان ولی به اونا هم نشونشون دادم شما هم میتونی ببینیشون تا ده سال دگ از نزدیک باهاشون اشنا میشید …چون اونا دوست ما هستن قصد اسیب رسوندن به کسی رو ندارن

  15. Abd گفت:

    یکبار بخاطر اذکاری که انجام دادم خوابم برد ودرخواب یک بشقاب پرنده ای دیدم درآسمان که طرف من می آمد ومن هم ازترس خواستم فرارکنم که وقتی بشقاب پرنده بالای سرم رسید بیهوش شدم وازخواب باترس بلندشدم البته خواب بهتراز بیداری به حقیقت نزدیکتره دربیداری انعکاس نور .پهبادها. اشیا کوچک وحتی نورهای‌الکتریکی باعث‌ خطا در دیدمیشه قطعا تکنولوژی بشقاب پرنده وجود دارد حالا مربوط به زمین یا سیارت دیگه هست آنرا خدامیداند حتی بشقاب پرنده بسرعت نور حرکت کند ازنزدیکترین سیاره منظومه شمسی تا زمین باید صدها سال راه برود تابه زمبن برسد البته ممکنه انها با تغییر قواعدفیزیک وکشف تونل زمان‌به این قدرت رسیدند والان نمیشه نه انکارکردنه اثبات‌کرد چون امکان وجودش است

  16. ایدین گفت:

    من خو.دم از عاشقان یوفولوژی هستم اما در مورد بیلی مییر چون بعضی از حرفاش دروغ از اب در امد بدبین شدم هرچند ممکنه حرفهای راستی هم بین حرفاش باشه ممکن هم هست نباشه
    اما در اینکه فرازمینی ها وجود دارند هیچ شکی ندارم چون از نظر من امکان نداره این همه کهکشان و کائنات افریده بشه در حالی که هیچکدوم شرایط زندگی و حیات رو نداشته باشند در قران هم میفرماید که موقع خلق انسان فرشته ها گفتند ایا میخواهی موجودی بیافرینی که باز در دنیا اغتشاش و خونریزی کند که این نشان از خلق موجوداتی شبیه به انسان قبل از افرینش انسان داشته است .
    هیچ چیز بعیدی هم نیست هم از نظر علمی هم لحاظ اعتقادی این کاملا یک امر امکانپذیر است از نظر علمی حیات در هر نقطه از کائنات میتواند شکل بگیرد همانطور که قبلا در کتابهای درسی نور از عوامل زنده بودن حیاط نامبرده میشد با کشف موجودات در اعماق دریا که هیچ نوری به ان نمیرسد حذف شد این شرایط که ما برای زندگی نام میبریم همه اینها قراردادی است چون این شرایط برای زندگی در زمین شرط است نه در سایر جاهای کائنات در مورد اعتقادی هم اگر ما اعتقاد داریم خداوند ما رو خلق کرده و خداوند به هر کاری تواناست پس کاری نداره موجودات هوشمند دیگری رو در جاهای دیگری از جهان خلق کنه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 10 =