X
تبلیغات
حقيقت خاموش - 21 دسامبر 2012 یا روز رستاخیز ؟! (قسمت چهارم)
حقيقت خاموش
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه , چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

 
تاريخ : شنبه سیزدهم اسفند 1390

بسم الله الرحمن الرحیم

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِک إِلَّا بِالْحَقِّ یفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ» 

اوست کسى که خورشید را روشنایى بخشید و ماه را تابان کرد و براى آن منزلهایى معین کرد تا شماره سالها و حساب را بدانید خدا اینها را جز به حق نیافریده است نشانه‏ها[ى خود] را براى گروهى که میدانند به روشنى بیان میکند.سوره 10: یونس   (5)

« وَجَعَلْنَا اللَّیلَ وَالنَّهَارَ آیتَینِ فَمَحَوْنَا آیةَ اللَّیلِ وَجَعَلْنَا آیةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّکمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ وَکلَّ شَی‏ءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِیلًا »

و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم نشانه شب را تیره‏گون و نشانه روز را روشنى‏بخش گردانیدیم تا [در آن] فضلى از پروردگارتان بجویید و تا شماره سالها و حساب [عمرها و رویدادها] را بدانید و هر چیزى را به روشنى باز نمودیم.    سوره 17: الإسراء  (12)

    -----------------------------------------------------------------------------------------

حرکت تقدیمی زمین 

 

در اینجا می خواهیم یکی دیگر از تناوبهای سماوی مهم دیگر را به شما معرفی کنیم. کره زمین یک کره دقیق و کامل نیست و کمی به تخم‌مرغ شباهت دارد، یعنی قطر دایره کره زمین از قطب شمال تا قطب جنوب نسبت به قطر دایره زمین در نواحی خط استوا کمتر است. این نامنظمی همراه با اثر نیروی جاذبه خورشید و ماه باعث می‌گردد که محور زمین که دور آن، زمین هر 24 ساعت یک بار می‌چرخد، به حالت لرزش دربیاید.

    

  اگر محور زمین را به‌طور فرضی امتداد دهیم، خط محور امتداد یافته، به علت لرزش محور، یک دایره کوچک به اندازه °5/ 23 (بیست و سه و نیم درجه) درجه بر سقف آسمان می‌کشد که این دایره کوچک همراه با خط محور امتداد یافته به یک مخروط شباهت دارد. این لرزش محور باعث می‌شود که منطقه‌البروج برجی، نسبت به منطقه‌البروج نجومی جابه‌جا شود و در طی 26000 سال یک‌بار دور هم بچرخند. به‌عبارت دیگر، نقطة اعتدال بهار نسبت به ثوابت در یک پیشروی رجعی بسیار آهسته‌ای قرار گرفته است و مانند یک سیاره در امتداد دایره‌البروج در حالت حرکت می‌باشد ولی حرکت آن به‌صورت رجعی است و بعد از 26000 سال و طی کردن همه 12 برج یک دور کامل انجام خواهد داد.

 


هر 26000 سال،منظومه شمسی ما یک دور کامل در 12 برج و نماد زودیاک عبور می کند.تمدنهای باستانی،مثل هوپی ها Hopi ،مصریان،سرخپوستان چروکی،آپاچی،مایاها از این دوره تناوب بزرگ نجومی آگاه بوده و تقویمهای خود را بر اساس این دوره تناوب بزرگ تنظیم کرده و طراحی کرده بودند.تقویمهایی که این تمدنهای کهن و باستانی با آنها کار می کردند و زندگی روزمره و فعالیتهای خود را بر اساس آنها تنظیم می کردند،از رویدادها و رخدادهایی نشات می گرفت که طبیعت در اختیار آنها قرار می داد.
این سیکل 26000 هزار ساله را می توان از راهای مختلفی متوجه شده و محاسبه کرد.مثلا به یکی از دوره تناوبهای مهم می توان به گردش خورشید حول ستاره ثریا  Alcyon (ستاره مرکزی در صورت فلکی  خوشه پروین) اشاره کرد.

    

خوب بیشتر داستانها و شایعاتی که درباره پایان جهان در سال 2012 می شنوید، به قوم مایا و پیشگویی های آنان ارجاع داده می شود.

من که خود به شخصه به چنین چیزی باور ندارم.ولی بد نیست برای آشنا شدن شما با اینکه این داستانها از کجا ناشی شده است،کمی بیشتر درباره تقویم مایاها و باورها و عقاید آنان بحث کنیم.

مایاها یکی از تمدنهای باستانی بوده اند که تقویم و گاهشمارهایی خاص خود را داشته اند.آنها تقویم های مختلفی استفاده می کردند.زمان را بعنوان گردش هایی روحانی درنظر می گرفتند. ازآنجایی که این تقویم ها استفاده های عملی زیادی داشتند، مثل: کاربردهای اجتماعی، کشاورزی، اقتصادی و... ، به عنصر مذهبی قوی ای تبدیل شده بودند. این کاملا با تقویم میلادی جدید متباین است که تنها دارای معانی اجتماعی و اقتصادی است. 

یکی تقویم خورشیدی سهل استفاده بهنام هاب و دیگری تقویم مرموز و تزولکین .

تقویم خورشیدی(هاآب) را در وهله ی اول ، برای استفاده علمی ونیز در کشاورزی مورد استفاده قرار می دادند. این تقویم متشکل از365,242129 روز بود که عملا بسیار دقیق تر از تقویم گرگوری (تقویم رایجامروزین) ، که دقت 365,242500 روز است ، می باشد ، سال ها هاب طوری در نظرگرفته شده بود که با انتقال خورشید به سمت الرأس آغاز از 16 ژوئیه شروع میشد .

تقویم دیگر معروف به «شمارش طویل» ، برای مراجعه به تاریخ و ثبت وقایع به کار می رفت . هر رویداد ، با شماره ی روز های که از وقوع آن نسبتبه 13 اوت 3113 پیش از میلاد مسیح می گذشت ، محاسبه می شد. بر اساس شواهدباستان شناسی ، سال 3113 پیش از میلاد قبل از ظهور تمدن مایاها بودهاست.در این تاریخ چه اتفاقی افتاد که مایاها آن را چنین با اهمیت میپنداشتند ، آن قدر که آن را هم چون زادروز عیسی به عنوان مبدأ تاریخ خودقرار دادند ، کسی به درستی نمی داند ، اما شاید یادبود گشایش آخرین عصربزرگ مایاها بوده است .در این تقویم شمارش طویل آنها از دوره ی بلندی استفاده کرد که 5126 سال دارد. این دوره بر اساس ملاحظات مذهبی، دوران قاعدگی، محاسبات ریاضی روی اعداد 13 و 20 و همچنین اساطیر اخترگویانه ایجاد شده است.

سال مبدأ در شمارش طویل مایایی در «0.0.0.0.0» آغاز می شود. هر صفر از 0-19 تغییر می کند که هرکدام نشاندهنده ی روزهای مایایی است. مثلا اولین روز از شمارش طویل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته می شود. این عدد اضافه می شود تا روز 19. با افزوده شدن 1 روز دیگر یعنی 20 روز به صورت زیر نوشته می شود: 0.0.0.1.0 این شمارش تا 0.0.1.0.0 ادامه می یابد(حدود یک سال ) و همینطور تا 0.1.0.0.0 (حدود 20 سال) و 1.0.0.0.0 (حدود 400 سال). حالا مثلا تاریخ 2.10.12.7.1 در تقویم مایایی نشان دهنده ی تاریخ تقریبی 1012 سال و 7 ماه و 1 روز است.

   

واقعا تقویم جالبی است. ولی این تقویم با پایان جهان چه ارتباطی دارد؟ رسالت مایایی تماما بر این اساس است که هنگامی که شمارش بلند مایایی تمام شود، یک اتفاق بدی بوقوع خواهد پیوست. متخصصین مایا از هر دو عدد 13 و 20 استفاده می کنند. طبق نظر ایشان پایان این دوره می تواند در 13.0.0.0.0 روی دهد. و این تاریخ برابر با 5126 سال است. این شمارش بلند دوره در 0.0.0.0.0 آغاز شده است که مطابق 11 آگوست 3114 پیش از میلاد می شود. حالا مسأله را متوجه شدید؟ شمارش طویل دوره ی مایاها در 5126 سال بعد از این تاریخ یعنی در 21 دسامبر 2012 به پایان می رسد.


شمارش تقویم «شمارش طویل» چنین آغاز می شود:«کین»معادل 1،«وینال» معادل 20، «تون» معادل 18 دوره ی «وینال» [ یا 360 کین یا360 روز] ، «کاتون» معادل 20 «تون» یا 7200 روز یا معادل 19 سال و 73 روز، «باکتون» معادل 20 کاتون یا 1440000 روز یا 394 سال و 52 روز و به همینترتیب تا به «آلواتون» می رسیم که معادل 23,040,000,000 روز یا 63,080,082سال می شود !

مایاها دوره های 5125،40 ساله داشتند که هر یک معادل 13باکتون 144000 روزه بود . هر چرخه از 13 باکتون ، یک دوره یا یک چرخه یبزرگ به حساب می آمد ؛ یک دروان تاریخی به خصوص .در اسطوره شناسی مایاها،هر چرخه ی شمارش بزرگ ، عصری از جهان است که در آن رب نوع ، سعی در خلق مخلوقات پارسا و مطیع دارند.

 

همانند دوره و مدت بارداری زنان(در انسانها) که 260 روز می باشد.این سیکل نیز به نوبه خود به 5 سیکل کوچکتر تقسیم می شود که هر کدام از آنها 5125 سال می باشند.
این تمدنها بر این باور بودند که هر کدام از این 5 عصر به یک دوره تاریخی و عصر خاص تعلق دارند.در تقویم آزتک ها و لوحه سنگی خورشیدیMesoamarican  ،نشان داده شده است که هر کدام از این سیکلهای پنجگانه توسط یکی از عناصر پنجگانه شکسته شده و فرو می ریزد.

     

 

 

و عنصر نهایی و عنصر پنجم The Fifth Element ، که از آن عبور خواهد کرد ،عنصر اتر یا عنصر مرکزی است.  هوپی ها بر این باور بودند که با این تحول و عبور  چهارمین عصر و دنیای نابودی و خشونت پایان می یابد و و پنجمین دنیای صلح و آرامش بزرگ آغاز می شود.این تحول دقیقا در 21 دسامبر سال 2012 اتفاق می افتد که بر شب یلدای ما ایرانی ها نیز منطبق است.

تاریخ مشهور 21 دسامبر 2012 برای قوم مایا،نشانه آغاز دوره پنجم 5125 ساله است.این عصر را خوب آخاو Job Ajaw یا خورشید پنجم می نامند.

مایاها هر کدام از این دوره های 5125 ساله بزرگ را به 13 بخش دیگر به نام Baktun تقسیم بندی کرده بودند.زمین سیزدهمین Baktun خود رادقیقا در سال 1618 آغاز کرد.

این تاریخ دقیقا همان تاریخی است که به پیروزی ماتریالیسم  The Triumph of Materialism معروف شده است.این تاریخ به نام تاریخ آغاز فراموشی بزرگ نیز معروف شده است.در این پیشگویی ها ذکر شده بوده که در این تاریخ بشریت دچار فراموشی بزرگ شده و آگاهی خود نسبت به پیوند و ارتباط واقعی خود با طبیعت را از دست می دهد.این اتفاق و این فراموشی بزرگ بوسیله توهمی به نام مالکیت خارجی روی می دهد.

 

این زمان ،زمانی است که نفس اماره EGO و طمع ها و هوسهای او مالک و حکمفرمای قطعی و بزرگ در زمین  و تمدن مدرن انسانها شدند.عصر هوس و حرص زدنهای بی پایان و شهوتهای سیری ناپذیر.

چیزی که مشخص است،هر عقل سلیمی با کمی دقت و توجه متوجه خواهد شد که با این راه و روشی که بشر در عصر مدرن پیش گرفته است و تمام منابع حیاتی سیاره خود را نابود می کند و با حرص و طمع سیری ناپذیری که دارد،سرنوشتی جز نابودی منتظر او نیست.این نیازی به پیشگویی های مایاها یا سومریان یا هر فرقه دیگری ندارد.
نیازی هم به مشخص کردن تاریخی مثل 2000 ،2012،2020 یا هر زمان دیگری نیست.

مگر اینکه کل جامعه بشری ،دید خود را به زندگی عوض کرده و راه و روش جدید را پیش گیرد.

       

این اثر به عصر تبدیل و تغییر ماهیت ماده Transformation of Matter نیز مشهور شده است.چون در طول این مدت بشر توانست ماده را به انرزی تبدیل کند.و بمبهای اتمی و هسته ای ساخته شده و استفاده شد.


    


  نکته عجیب دیگری که در این میان وجود دارد این است که تقریبا در همین دوره تاریخی توسط پاپ گریگوری سیزدهم ،تقویم گریگوری بر پایه 12 ماه سال و استفاده از ساعتهای مکانیکی به مردم تحمیل شد.این اتفاق به (خطا در زمان) Error in Time مشهور شده است.قبل از این تحمیل و استفاده از این دو وسیله مکانیکی (تقویم و ساعت)،سالها به 13 ماه قمری که هر کدام 28 روز داشتند،تقسیم بندی شده بود.بزرگترین آسیب و ضرری که تحمیل این دو وسیله مکانیکی به بار آورد این بود که این توهم را برای انسانها بوجود آورد که زمان یک واقعیت خارجی است.چیزی است غیر ارگانیک که در خارج از بدن ما انسانها وجود دارد.این توهم بوجود آمد که این زمان و ساعت چیزی است که ما باید مراقبش باشیم و از آن اطاعت کنیم.

   

در قرن هفتم میلادی یک پیشگو و پیامبر  و پادشاه مایای به نام  Pacal Votan این پیام مهم را از خود به جای گذاشت که اگر بشریت و نسلهای آتی می خواهند تا از از این مهلکه و نابودی بیوسفریک جان سالم به در برند ،باید به زندگی بر اساس ساعت و تقویم طبیعی خود باز گردند.تقویم و ساعتی که بر مبنای بدن انسان و عالم طبیعت ساخته شده است،نه یک عالم خارجی و محدود کننده و نابود کننده.

  

  

  

 

با این همه ،همه این داستان وحشتناک و دلهره آور و نا امیدانه نیست.

حقیقت این است که 2012 یا 2013 یا 2020 یا هر تاریخ دیگری ،پایان بشریت نخواهد بود.کسانی که می خواهند این عقاید را به شما غالب کنند و شما را بترسانند،راهنما و دوست شما نیستند،دشمن شما هستند.
در واقع 21 دسامبر 2012 یا هر تاریخ دیگری ،روزی دیگر از روزها خداوند است.این روز هم می تواند،آغاز دوره ای جدید برای بشریت باشد.

اراده ای وجود دارد که سعی دارد با مشخص کردن تاریخ های مختلف برای آخر الزمان و قیامت و ... مردم را در ترس و دلهره نگاه دارد و یک اظطراب و وحشت کاذب را ایجاد کند.

دوستانی که سن و سال بیشتری دارند به یاد می اورند که همین داستان پردازی ها و تبلیغات درباره پایان جهان درباره سال 2000 نیز وجود داشت.

البته من به شخصه به این نتیجه رسیده ام که بسیاری از سیاستمداران و قدرتمندان پشت پرده که شدیدا به باورهای مشرکانه و الحادی پاگانی باور دارند،برنامه های از پیش طراحی شده خود را در این تارخ های خاص و مقدس خودشان اجرا می کنند.مثل 11 سپتامبر 2001.پس بعید نیست که این شیاطین دوپا،برنامه و طرح دیگری برای به آتش کشانیدن جهان داشته باشند .هالیوود و شبکه های رسانه ای و اطلاعات رسانی آنان شدیدا سعی دارند تا این ترس و اظطراب را در جهان گسترش دهند.

 

وظیفه تک تک ما این است تا بر خلاف نقشه ای که این دست از سیاه دلان کشیده اند ،انرژی و احساس خود را بروی آینده ای روشن و سرشار از عشق متمرکز کنیم.این مسئله از دید من بسیار مهم و با اهمیت است.دلایل علمی آن را در قسمت های بعدی برای شما بازگو می کنم و به شما نشان خواهم داد که این احساس تا چه اندازه می تواند در تکامل شما به عنوان یک انسان نقش اساسی داشته باشد.مدارک و شواهد علمی بسیاری در این رابطه کشف شده و مورد آزمایش قرار گرفته است.

هر کدام از ما باید به آغاز دوره ای جدید امید داشته باشیم.دوره ای که تعادل،ادراک،صلح و خرد طی آن شکوفا خواهد شد.بشریت به مرحله ای جدید از تکامل خود دست پیدا خواهد کرد.دریچه ای از نور بروی همه ما گشوده خواهد شد.پس اصلا جای نگرانی وجود ندارد،خوشحال باشید و آگاهانه به علم خود بیافزایید و خود را آماده این تحول بزرگ کنید.
از تعصب و سیاهی و نفرت دوری کنید و خود را با فرکانس عشق،هماهنگ کنید.ما به سوی دوره رفیعی گام بر می داریم.

 

                -------------------------------------------------------------------------------------------------

طالع بینی و ستاره شناسی قدمتی به قدمت تمدنهای باستانی بشر دارد.در طول هزاران سال گذشته،تمام ادیان مختلف تحت تاثیر ادیان شرک آلود باستانی ماقبل تاریخ Pagan religions بوده اند و در طول دوران دچار انحراف و تحریف از هدف اصلی و رسالت واقعی خود شده اند.

انسانها از دیرباز شیفته اجرام سماوی و ستارگان و سیارگانی که در آسمان مشاهده می کردند بوده اند و برای شناسایی آنها صور فلکی مختلفی را نامگذاری کرده و درباره آنها داستان سرایی های بسیاری کرده اند.در اساطیر یونانی به این صور فلکی شخصیت بخشی شده و آنها را به عنوان خدایان پرستش می کردند.این ساختار های فلکی و نامهای منسوب به آنان تا امروز نیز استفاده می شود.در تمدنهای باستانی بیشتر از هر دین دیگری این صور فلکی پرستش شده و قربانی های زیادی برای آنان اهدا می شد.بیشتر انرژی،وقت و ثروت این تمدنها صرف خشنود سازی این اجرام سماوی می شده است.بیشتر محققان این تمایل انسانها به ستارگان اسمانی را به حس کنجکاوی انسانها مرتبط می سازند ولی حقیقت این است که هر چه  پیشتر می رویم،رازهای بیشتری برای ما آشکار می شود.

خوب چیزی که من فهمیده ایم این است که این پیشگویی ها مبنی بر پایان یافتن جهان همیشه وجود داشته است و همیشه یک تاریخ فرضی برای آن عنوان شده است.البته همه دلایلی هم که برای اینکه مثلا فلان تاریخ پایان جهان است،عقلانی و منطقی هم نیستند.
من گمان می کنم که قویم مایاها، بیشتر از آن که بر پایه علم و منطق باشد، عمدتا از تصورات ذهنی و باورهای مذهبی آنان نشات گرفته است.تی همین حالا هم بین باستان شناسان مایایی بر سر فرضیه انقراض جهان، تفاوت دیدگاه اساسی وجود دارد. به گونه ای که برخی از باستان شناسان طرفدار این تقویم، از پایان جهان در ۶ هزار سال آینده خبر می دهند.

گرچه رهبران مایایی برای نفوذ بر مردم عصر خود و مطیع کردن آنان، نیاز به پیشگویی ها و ترساندن آن ها از حوادث آینده داشتند، اما گویا برخی از مردم نسل های آتی، این سیاست و ترفند استثماری مایاها را خیلی جدی گرفتند و به پیشگویی های پوشالی این تقویم ها اعتماد کردند.

قویم مایاها پایان چرخه پنج هزار و 126 ساله جهان را در تاریخی در حدود 12 دسامبر 2012 اعلام کرده است، تاریخی که در آن الهه جنگ و خلقت مایاها با نام «بولون یوکته» باز خواهد گشت.
 باید کاملا درباره این موضوع آگاه باشیم، هیچ پیشگویی درباره سال 2012 وجود ندارد و این شایعات تنها اشتباهات و استدلال‌های غلط بازاری هستند.
به گفته محققان از میان 15 هزار متن تصویری کشف شده در بخش‌های مختلف امپراطوری مایاها، تنها دو اشاره به سال 2012 شده است.

مایاها هم یکی از اقوام باستانی بودند که در این رابطه انرژی زیادی صرف کردند و باور به اینکه سرنوشت هر انسان در لحظه تولد او رقم می خورد،برای آنها یکی از باورهای اساسی و پایه ای بود.

در پرانتز: (خواننده گرامی باید بسیار دقت کند که ما در این مقاله به هیچ وجه قصد نداریم که تصورات و باورهای جبر گرایانه و عقاید ادیان مشرکی و پاگانیستی چون مایاها را رواج دهیم و بر آنها مهر تائید بزنیم.آنچه که من به شخصه به آن اعتقاد دارم ،همان است که در آیه شریف قرآن در ابتدای این مقاله ها عنوان کردم و آن اینکه علم غیب فقط و فقط در نزد خداوند بزرگ است و هیچ کس را بدون اذن و خواست الهی به آن دسترسی نیست.
اما مسلمان واقعی کسی است که به کاوش و جستجو بپردازد و با مطالعه در آفاق و انفس و شنیدن همه اقوال و سخنها،بهترین و منطقی ترین آنها را بپزیرد.لذا خوانندگان عزیز،مخصوصا جوانترها در خواندن این دست مطالب دقت کافی کنند و همیشه فاصله لازم حفظ کنند. در دین ما مسلمانان انسان موجودی مختار است که خود به دست خود سرنوشت خود را رقم می زند.در عین حال قضا و قدر الهی نیز وجود دارد و اراده و اختیار انسان در مسیر این خواست و اراده الهی معنی پیدا می کند.این مطلب،از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که فهم آن دقت بالایی را می طلبد.

من خود به شخصه بر این باورم که اعتقاد به اینکه تمام سرنوشت ما انسانها بستگی به وضعیت سیاره ها و ستاره ها در زمان تشکیل نطفه و به دنیا آمدنمان دارد-اعتقادی اشتباه و گمراه کننده است.
ولی از طرفی هم این اجرام سماوی تاثیر زیادی بروی این رویدادها دارند. در حقیقت نه جبر مطلق و نه اراده صرف - چیزی مابین این دو-
حقیقتا در اسلام نیز از هر دو جهت به این موضوع نگاه شده است. بسيارى از فقها اصل پيش‏بينى حوادث آينده به وسيله نجوم را در صورتى كه با اعتقاد به حتمى بودن آن و تأثير آن در حوادث به صورت مستقل همراه نباشد را بلااشكال دانسته‏اند. به اين معنى كه شخص با اعتقاد به خداوند و مؤثر حقيقى بودن او قائل به اين‏گونه تأثيرات باشد و مشيت خداوند را در آن مؤثر بداند و به صورت جزمى و حتمى نسبت به آينده پيش‏بينى نكند.مثلا اجازه دهید تا یک داستان که از حضرت علی (ع) نقل شده است را ذکر کنم.

روزي حضرت علي عليه السلام براي جنگ به همراه سپاه خارج مي شدند. يک منجم به نام اخو خُبَل به سمت حضرت آمد و گفت: "امروز به جنگ نرويد! چون مريخ به برج حمل وارد شده است و اين يعني امروز براي جنگ نحس است! حتما شکست مي خوريد"
حضرت در ضمن رد اين ادعاي منجم، شعري سرود که ترجمه آن را از ديوان اميرالمؤمنين برايتان نقل مي کنم:

 يعني: منجمي مرا مي ترساند که مريخ در حال ورود به برج حمل است.

وي را گفتم مرا بازگذار از اين دروغ هاي پرحيله، چرا که مشتري و زحل براي من فرقي ندارند...

من فتنه هاي روزگاران را از خود دفع مي کنم، به واسطه ي خالق و رازقم که پرعزت و بلند مرتبه است.

از طرف دیگر در اسلام مخصوصا در رابطه با زمان آمیزش جنسی به منظور تشکیل نطفه و بچه دار شدن سفارش شده است.مثلا به این موارد توجه کنید:


از آميزش در اول و وسط و آخر ماه خودداري كن كه موجب جنون و تحريكات عصبي براي فرزند و همسر مي شود. 
* بعد از ظهر آميزش نكن كه فرزندت حول مي شود. 
* در شب عيد فطر آميزش نكن كه فرزندت شرور مي شود. 
* در شب عيد قربان آميزش نكن زيرا فرزندت داراي 4 يا 6 انگشت خواهد بود. 
* در برابر نور خورشيد آميزش نكن زيرا فرزندت پيوسته در فقر و بيچارگي خواهد بود. 
* بين اذان و اقامه آميزش نكن زيرا فرزند شما حرص بر ريختن خونها خواهد كرد. 
* در نيمه شعبان آميزش نكن زيرا فرزندت بدريخت و خال در صورتش خواهد بود. 
* در سفر آميزش نكن زيرا فرزندت مالش را در راه غير حق انفاق مي كند. 
* در ساعات اول شب آميزش نكن زيرا فرزندت دنيا را به آخرت ترجيح مي دهد. 
* در كسوف و خسوف آميزش نكن. 
* شب 4 شنبه آميزش نكن. 

# شب 2شنبه بياميز كه اگر فرزندي حاصل شود حافظ كتاب خواهد بود. 
# شب 3 شنبه بياميز كه اگر فرزندي حاصل شود به شهادت نايل آيد. 
# اگر 5 شنبه آميختي بدان فرزندت حاكمي از حكام يا عالمي از علما شود. 
# اگر در روز 5 شنبه آميختي بدان فرزندت باهوش خواهد بود. 
# اكر در شب جمعه آميزش كردي فرزند شما سخنور و سخنگو خواهد بود. 
# نزديكي در شب اول ماه رمضان مستحب است


امام صادق مي فرمايد : 
در اول و وسط و آخر ماه آميزش نكن ، و اگر كردي براي سقط جنين اقدام كن و اگر سقط نشد بعيد نيست كه ديوانه شود. 
مگر ديوانه را نمي بيني در اول و وسط و آخر ماه صرع مي شود. 

مرز بسیار باریکی در این میان وجود دارد و باید مراقب بود تا پس از آشنا شدن با برخی از این مطالب که احتمالا بسیاری از آنها حقیقت نیز داشته باشد،دچار انحراف فکری و گرایش به همان باورهای مشرکانه و پاگانی نشویم.پدر تمام ادیان آسمانی حضرت ابراهیم(ع) در عصری زندگی می کرد که طالع و طالع بینی در سرزمین او باور اصلی و دین رسمی مردم بین النهرین بود . و چه بسا همان جنایاتی که بر اثر این اشتباهات فکری توسط مایاها انجام می شد.توسط بابلیان و سومرین و اکدی ها نیز در این سرزمین انجام می گرفت.
به این آیات توجه کنید:

آیات 74 تا83 سوره انعام:

و به ياد آور وقتى را كه ابراهيم به پدرش آزر گفت : آيا بتهايى را خدا قوم ترا در گمراهى آشكار ميبينم (74)و اين چنين به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان مى دهيم و براى اينكه از يقين كنندگان گردد (75)پس همين كه شب او را پوشانيد ستارهاى را ديد، گفت : اين پروردگار من است سپس همين كه غروب كرد گفت : من غروب كنندگان را دوست ندارم (76)پس از آن، وقتى كه ماه را ديد كه طلوع كرد، گفت : اين پروردگار من است، سپس ماه كه غروب كرد، گفت : اگر پروردگار من، مرا هدايت نكند از گروه گمراهان خواهم بود (77)پس از آنكه خورشيد را ديد كه طلوع كرد، گفت : اين پروردگار من است اين بزرگتر است پس آنگاه كه خورشيد نيز غروب كرد، گفت : اى قوم ! من از آنچه شريك خدا قرار مى دهيد بيزارم (78)من روآوردم به كسى كه آسمانها و زمين را آفريده است، در حالى كه ميانهرو هستم و از مشركان نيستم (79)و قوم او با وى محاجه كردند. گفت : آيا با من در باره خدا محاجه مى كنيد و حال آنكه مرا هدايت كرده، و من از كسانى كه شريكش ‍ قرار مى دهيد نميترسم مگر اينكه پروردگار من چيزى بخواهد، علم پروردگارم به همه چيز وسعت دارد، آيا متذكر نمى شويد (80)و چگونه من از شريكان (يا از شرك ) شما بترسم در حالى كه شما نميترسيد از اينكه براى خدا بدون دليل شريك قرار داديد پس ‍ كداميك از اين دو طائفه به أ من سزاوارتر است اگر ميدانيد (81)كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را با ظلم نپوشانيدند أ من از آن ايشان است و راه يافتگان ايشانند(82)اين است حجت ما كه به ابراهيم عليه قومش داديم هر كه را بخواهيم درجاتى بالا مى بريم زيرا پروردگار تو حكيم و عليم است (83).)

 

به عنوان مثال این قوم مایا اشتباهات و انحرافات بسیار زیادی نیز داشته اند .چه بسا همین اشتباهات باعث شد که این قوم به مروز در تاریخ ناپدید شده و از بین برود.

یکی از انحرافات بزرگ مایاها،پرستش اجرام سماوی و تقدیم کردن قربانی انسانی برای رضایت آنها بوده است.شاید شما فیلم apocalypto را دیده باشید.در این فیلم داستان قربانی کردن اسیرها برای رضایت خدای خورشید و فرو نشاندن خشم او به نمایش در آمده است.

  

طي اجراي مراسم ديني براي خشنودي خدايان ، پاره اي اوقات لازم مي آمد که يک پادشاه جايي از بدن خود را ببرد تا خون لازم براي مراسم فراهم شود . آثار به جا مانده ماياها نيز نشان مي دهند که در اجراي مراسم گوناگون مذهبي، از زبان و يا يکي ديگر از اعضاء بدن يکي از نخبگان خون جاري مي شد، اين جريان به ويژه در مراسم مذهبي مربوط به باروري اجرا مي گرديد. ولي شايع ترين وفراوان ترين مورد براي ريختن خون انسانها، کشتن آنها در مراسم خاصي بود. در يک چنين قرباني کردن، فرد مورد قرباني يک اسير جنگي - يک برده - يا کودکي بود که والدينش باور داشتند با قرباني کردن فرزندشان، طالع سعد و رفاه براي ساير افراد خانواده به بار خواهند آورد.

ماياها اسيران خود را به شيوه هاي گوناگون قرباني مي کردند. يکي از اين روش ها بريدن گلوي قرباني بود ، شيوه ديگر پاره کردن شکم قرباني بود. در شهر چيچن ايتزا در ناحيه يوکاتان، اسراي قرباني را در باتلاقي مي انداختند، در حقيقت چاهي بود طبيعي که بر اثر رانش زمين که بر روي يک رود يا درياچه زير زميني قرار داشت به وجود آمده بود.( پديده اي که در يوکاتان امري طبيعي بود) در واقع دو حلقه از اين گونه چاه ها در يوکاتان وجود داشت، يکي آب آشاميدني مردم را تامين مي کرد و ديگري مخصوص قرباني کردن بود، قربانياني که براي خشنودي خداي باران فدا مي شدند. چاه مخصوص قرباني کردن که " چاه قرباني " يا " چاله مقدس " ناميده مي شد، تقريبا پنجاه متر قطر داشت و گودي آن تا سطح آب حدود بيست متر و عمق خود آن نيز بيست متر بود. اسقف لاندا درباره اين چاله چنين نوشته است : " از دير باز آنها (مايا ها) رسمي داشتند که مردان را زنده زنده درون آن بياندازند و اين در دوران خشکسالي بود و براي خدايان قرباني مي شدند. ماياها معتقد بودند که قربانيان نمي ميرند، هر چند که آنها (قربانيان) هرگز دوباره ديده نشدند. جز قربانيان چيزهاي فراوان ديگري نيز در آن مي انداختند، مانند سنگهاي گرانبها، و چيزهاي پر ارزش ديگر. "
روش رايج براي قرباني انسان که در بسياري شهرهاي ديگر مايا انجام مي شد آن بود که ابتدا قربانيان را برهنه مي کردند ، سپس بدن آنها را رنگ آبي مي زدند . و بعد آنها را به تالار مخصوص قرباني که خارج از پرستشگاه قرار داشت مي بردند . در آنجا قرباني را مي خوابانيدند و يک کاهن سينه قرباني را با يک خنجر تيز مي شکافت و با سرعت قلبش را بيرون مي آورد ، قلبي که هنوز در حال تپش بود . خون قلب را به سر و روي يک بُت که در مرکز جايگاه مراسم بود مي پاشيدند . بقيه خون قرباني را خشک مي کردند که بعدا براي بُخور دادن از ان استفاده مي کردند ، زيرا ماياها بر اين باور بودند که دود اين بخور به هنگام مراسم دعا مي تواند خواست هاي آنان را به خدايان برساند.


ان شا الله ادامه مطلب در قسمت بعدی

با ما باشید

امین روستاپور



ارسال توسط امین روستا پور

بشقاب پرنده

يوفو

موجودات فضايي