حقيقت خاموش
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه , چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

زمانی که پدر روحانی و کاشف فرانسوی بنام  پدر " دوپارک " خرابه های پایتخت " هیسنگنو " را در سال 1725 کشف نمود, ساکنان انجا سالهای بسیاری بود که به افسانه پیوسته بودند – زیرا قرنها پیش بدست چینی ها منقرض شده بودند (به پدر دوپارک دکترای افتخاری دادند و در مجامع دانشگاهی از او به عنوان یک پرفسور باستان شناسی یاد میشود ) در داخل شهر پدر " دوپارک " بیش یکصد ستون سنگی " مونولیت " ( سنگهای عظیم تک سنگی ) را مشاهده نمود که بطور حتم متعلق به بنای معبدی بوده که علیرغم چپاول و غارت, اثار روکش نقره ای روی انها بچشم میخورده است . وی همچنین یک هرم سه طبقه, قسمت زیرین یک برج از جنس چینی به رنگ فیروزه ای و کاخ سلطنتی انجا با تخت سلطنتی که مزین به تصاویر خورشید و ماه بود را کشف کرد . ضمنا" در انجا یک سنگ " سنگ ماه " که یک جسم بزرگ سفید خارج از زمینی بود و دارای نقوش برجسته جانوران و گیاهان ناشناخته ای بود, وجود داشت .

معبد لالیبا در اتیوپی – این معبد برای بسیاری از مسیحیان اروپا هم دارای ارزش است . اما هنوز تاریخ ساخت ان مشخص نیست . این معبد که شبیه صلیب شکسته میباشد از سنگ یکپارچه تراشیده شده و چند سال پیش از زیر خاک خارج شده است . اینگونه علائم صلیب شکسته در سایر قاره ها هم مشاهده شده است .

در سال 1854 یک کاشف فرانسوی دیگر بنام " لاتور الینی " مقبره های دیگری کشف نمود که پر از انواع اسلحه, تنگ های مسین و گردنبندهای طلائی و نقره ای که مزین به نقوش صلیب شکسته و خطوط حلزونی بر انها مشاهده می شد را کشف نمود . اما کاشفان بعدی فقط تعدادی لوح سنگی یافتند – زیرا در طول ان مدت ان شهر باستانی در زیر ماسه های بیابان دفن شده بود . یک کاوشگر روسی در سال 1925 سعی نمود تا بخشی از ان شهر را از زیر ماسه ها خارج نماید . کاری پر زحمت و بسیار مشگل در پیش بود, زیرا نمیتوانستند ابزار و وسایل لازم را به ان منطقه حمل نمایند . تا اینکه بعد از مدتها تلاش تنها چیزی که یافتند – عبارت بود از نوک یک مونولیت که دارای نوشته جات حجاری شده بود و شباهت زیادی به مونولیت کشف شده در شهر باستانی " زیمبابوه  " در افریقا داشت . با وجود اینها, روحانیان تبتی تکه های مختلفی از مدارک مربوط به " هسینگنو " را در اختیار دانشمندان روسی قرار دادند – که در میان انها یک کتیبه باستانی بود که شرح کاملی درباره یک هرم سه طبقه را در بر داشت . بر مبنای مطالب ان کتیبه, طبقه اول نماینده سرزمین باستانی بود که در ان دوران انسانها از زمین برخاسته و به ستارگان عزیمت نمودند . طبقه وسطی نماینده دوره ای بود که انسانها مجددا" به زمین بازگشتند و طبقه بالائی نماینده سرزمین تازه در ستارگان دور دست بود . ایا باید از این کلمات معماگونه این برداشت را نمائیم که در گذشته های دور انسان قادر بوده تا از کرات اسمانی دیدن نماید و بعدا" مجددا" به زمین بازگشته و قدرت سفر فضائی خود را از دست داده است.؟ این موضوع به هر کیفیتی که باشد مورد قبول تبتی هاست. طبق نظر انها, سفرهای فضائی مردم " هسینگنو " ریشه در مذهب دارد و به اعتقاد انها روح انسانها بعد از مرگ به اسمانها رفته و تبدیل به ستاره می شوند . دانشمندان روسی شرح کاملی از ان معبد را با خود اوردند که مطابقت زیادی با یافته های پرفسور " دوپارک " داشت . طبق مفاد کتب شرح و تاریخ وقایع موجود در تبت, در محراب ان معبد یک سنگ وجود داشت که از کره ماه اورده شده بود ( نه از انگونه سنگها که بر روی زمین سقوط می کنند و شهاب سنگ نام دارند ) و انرا چنین توصیف نموده اند – که یک سنگ بزرگ سفید شیری رنگ بوده که در روی ان نقوش برجسته عالی از نمونه گیاهان و حیوانات " ستاره خدایان " وجود داشت و در بالای مونولیت های باریکی که پوشیده از نقره بود,قرار داشت . ایا ان گیاهان و حیوانات متعلق به سیاره ای دیگر بودند – که توسط کیهان نوردان عهد باستان به صورت مستعمره درامده ؟ و ان مونولیت ها سمبل سفاین فضایی انها بوده است؟ گفته میشود که ساکنان " هسینگنو " قبل از اینکه گرفتار اتش بلا بشوند, مردمان بسیار متمدن و با فرهنگی بوده و از علوم و فنونی استفاده میکردند که بعضی از انها برای تبتی های امروزه نیز ناشناخته مانده است . از قبیل صحبت از فواصل دور و ارسال پیامدر فضا, اما بازماندگان نجات یافته انها به مرحله پست بربریت و خرافات کشیده شده اند .

اخبار این قبیل نیروهای فوق طبیعی کنجکاوی تعدادی از دانشمندان روسی را برانگیخت, اما انها مجبور شدند تحقیقات خود در این رابطه را که  روانشناسی تجربی  نام میگرفت را در خفا انجام دهند . زیرا استالین دیکتاتور وقت روسیه دانشمندان را از پیگیری این گونه موضوعات که بزعم وی » جادوی مذهبی مسخره « بود, منع کرده بود .  در طول ایام بعد از دیکتاتور و ملایم تر شدن اوضاع, این گونه تحقیقات هنوز هم با بدبینی مواجه می شد . تا اینکه دانشمندان ذیربط , مقامات روسیه را قانع نمودند که اینگونه تحقیقات نه تنها جادوگری نیست بلکه شاخه با ارزشی از علم محسوب میشود و نتایج ان در خدمت بشریت خواهد بود . " لئونید واسیلیف " که یکی از دانشمندان فرهنگستان روسیه است, فاش نمود که در ایام اختناق استالینی بارها در خفا دست به تجربه در این مورد زده و ثابت کرده بود که بعضی از اشخاص قادرند پیامهایی را از طریقتله پاتی ارسال و دریافت نمایند, حتی زمانی که در زیر زمین و داخل اطاقک هائی که با دیوارهای قطور سرب پوشیده شده بود .

یک روانشناس دیگر روسی بنام " کاژینیسکی "مدارک دیگری در این رابطه را ارائه نمود . در نتیجه یک تیم تحقیقاتی در مسکو متشکل از روانکاوان, متخصصین فیزیولوژی,عصب شناسان و پزشکان عمومی تحت سرپرستی دکتر جوانی بنام " ایی – نااومف " تشکیل گردید . خود " خروشچف " شخصا" از این پروژه حمایت نمود و فکر میکرد که شاید در امر فعالیت فضائی مفید واقع شود . مثلا"  شاید فضانوردان روسی در صورت از کار افتادن دستگاههای ارتباطی سفینه هایشان با استفاده از تله پاتی با هم صحبت نمایند و یا بتوانند با موجودات احتمالی غیر زمینی تماس برقرار کنند .

 در اکثر دانشگاههای روسیه روی نوعی دارو تحقیق می کنند که گمان می برند باعث افزایش قدرت تله پاتی خواهد شد و در دانشگاه مسکو روی دستگاهی کار می کنند تا به وسیله ان بر حساسیت درک و هوش انسانها بیافزایند.در امریکا نیز دانشمندان در حال "تحقیق   و ساخت"ماشین خواب    هستند تا به وسیله ان بیماران گرفتار بی خوابی را معالجه نمایند و همچنین روبات هیپنوتیز کننده را می سازند تا با استفاده از ان و هیپنوتیزم نمودن

انسانها مقدار معینی از علم و دانش را که ورای ظرفیت عادی مغز است را بخورد انها بدهند . بعد از اینکه ممنوعیت تحقیقات روانشناسی تجربی در روسیه از بین رفت, پرفسور " واسیلیف " و شاگردانش علاوه بر یافته های خود از تجربیات محققین رشته های دیگر نیز بهره مند شدند – از جمله از یافته های باستان شناسانی که درباره " هسینگنو " و الواح موجود در تبت تحقیق کرده بودند . از قدیم الایام چنین استنباط شده بود که" لاماهای" تبتی ( منظور همان روحانیان تبتی میباشد ) دارای حساسیت زیادی هستند, اما پذیرش این ادعا که انها نیز مانند مردم " هسینگنو " قادر به ایجاد ارتباط با دیگر سیارات هستند با عقل جور نمی امد . بهر حال موضوع ان هر چه که بود از سیستم اداری شوروی سابق به بیرون درز نمود و طبق گفته " لئونید سدوف " که یکی از نخبگان فضائی شوروی سابق است و مورد تائید همکاران خود نیز می باشد. » باید هر چیزی را که سر راهت واقع میشود مورد مطالعه قرار بدهی و هیچ چیز را نادیده نگیری, هر چند که کم اهمیت و دور از دسترس باشد – زیرا همیشه وقت برای دور انداختن چیزهای اشتباهی و یافته های نادرست وجود دارد.« حالا سالیان متمادیست که دانشمندان روسی به این اندرز وی در همه رشته های علم عمل می کنند به کاوشگران انها که راهی تبت شده بودند – گفته شده بود که هر نوع دانش مفید در هر زمینه را با خود به کشورشان بیاورند .

از جمله پدیده اسرار امیز " لانگ گام " یا ایجاد نظم و هماهنگی بین مغز و جسم که باعث افزایش خارق العاده مقاومت بدنی و بی وزنی میگردد. و " تو – مو " که یک فرد با استفاده از روش ان چنان حرارتی تولید می کند که میتواند با تنی برهنه در سرمای حاکم بر ارتفاع 5000 متری دوام بیاورد . ومعلوم است که ان دانشمند روسی مدارک تله پاتی و " تله کاینسز " را نیز نادیده نگرفته بودند. ( تله کاینسز یعنی بلند نمودن و جابجائی اشیاء توسط روح یا مغز ) در سال 1959 تیمی از دانشمندان روسیه از چندین صومعه تبت دیدن نمودند . به این امید که تا انجا بتوانند هر چیزی را کشف نموده و با خود به ارمغان ببرند .از جمله راه های ستارگان که بنظر میرسید کاملا" در زمره علوم تخیلی باشد . راجع به این موضوع یک دانشمند اسکاندیناوی در کنگره علوم هوافضایی که در مسکو برگزار گردید, گزارشی را ارائه نمود.

یک مونولیت سنگی در فرانسه – این سنگهای غول پیکر در تمام قاره ها بچشم میخورد.

مجسمه سفالین از هونشیوی ژاپن – براستی سازنده ان از کدام الگو استفاده کرده؟ بسیاری اعتقاد دارند او یک فضانورد غیر زمینی میباشد .

این سنگ غیر زمینی در یک معبد در کشور چین بدست امده است . هیچ نشانی از برخورد این سنگ به جو زمین دیده نمیشود . چگونه و چه کسانی این سنگها را به کره زمین اوردند.

 

به گفته ی وی دانشمندان اعزامی با مشکلات شدید مواجه شدند, دو نفر از انها به داخل شکافهای عمیقی سقوط کرده و به شدت زخمی شدند – سه نفر دیگر انقدر بی رمق شده بودند که روستائیان مهمان نواز به دادشان رسیده بودند . به هر حال در اخر سر دانشمندان روسی در صومعه عظیم " گالدن " یک لامای مسن را یافتند که اگاهی کاملی از علم ستاره شناسی و مسائب فضانوردی داشت . ان لامای به دانشمندان روسی فاش نمود که در شرایط خاصی قادر است با ساکنان سیارات دیگر ارتباط عینی داشته باشد . وی برای مدتی تقاضای ان دانشمندان مبنی بر مشارکت عملی در یک ارتباط او با مردمان دیگر سیارات را رد مینمود تا اینکه بالاخره موافقت کرد فقط دو نفر از انها حضور داشته باشند .

 سپس اعضاء ان تیم را دعوت به خورد و خوراک و استراحت نمود و اعلام کرد که ان دو نفر انتخاب شده باید برای مدتی تمرین تمرکز فکر با استفاده از ورزش یوگا و کارهای شبیه عملیات ژیمناستیک نموده و از یک رژیم غذایی پیروی نمایند. و بعد از مدتی انها در یک اطاق سلول مانند نیمه تاریک که محل ارتباط بود گرد امدند . ان لاما دستهای ان دو دانشمند را در دست خود گرفت و هر سه نفر انها طبق روشی که تمرین کرده بودند حواس خود را متمرکز نمودند و در طول ان مدت در موقعیتهای منظم یک صدای مبهم از یک وسیله عجیبی که در انجا وجود داشت شنیده شده و انعکاس ان بلافاصله از بین میرفت . سپس در انتهای ان سلول یک شبح ابر مانند شکل گرفت و عینیت یافت . بعد به تدریج واضح تر شد و تقریباشکل انسانی بخود گرفت اما با جوهری غیر قابل تشخیص و با مفاصلی شبیه دستها و پاهای حشرات یا خرچنگها, ان موجود صاف و قائم و بدون حرکت ایستاده بود و در جلوی وی نمونه کوچکی از منظومه شمسی که در ان تمامی سیارات از جمله عطارد, زهره ,زمین و مریخ به دور یک گوی درخشان به مراتب بزرگتر که در هوا بصورت معلق در حال گردش به اطراف ان بودند دیده می شد. دانشمندان روسی تعداد سیارات را شمردند و با کمال تعجب متوجه شدند که به جای 9 تا سیاره شناخته شده 10 تا سیاره در حال چرخش به دور ان خورشید کوچک هستند - و عضو دهم در خارج از مدار پلوتو در حال گردش بود .

 

امروزه با تمرکز ذهن و هیپنوتیزم براحتی میتوان یک انسان را به پرواز در اورد . ایا از این علم لاماهای تبت استفاده میکردند و گیتی نوردانشان را به سیارات دیگر انتقال می دادند.؟

 

تصویری متعلق به 4000 سال پیش در ایتالیا – به کلاه ها یا شعاع اطراف صورت توجه کنید . چه چیزی باعث شده تا نقاش باستان این تصویر را حک کند .

( توجه داشته باشید این گزارش زمانی نگارش شده که هیچکدام از دانشمندان تصور نمیکردند که سیاره دهمی نیز در کار باشد تا اینکه در اوایل اذر ماه سال 1373 خورشیدی سیاره دهم توسط تلسکوب فضائی امریکا کشف و به جهانیان اعلام شد ) ان لامای پیر در مقابل سئوال دانشمندان که ان موجود شبح گونه متعلق به کدام سیاره بود – خوداری نمود, ولی فقط این مطلب را فاش نمود که سیاره دهم نیز وجود دارد و احتمالا" ان فمر نپتون است که از مدارش گریخته و در مدار دورتری بدور خورشید میگردد ولی طولی نخواهد کشید که توسط کیهان شناسان کشف خواهد شد . ان ازمایش نتیجه بیش از این نداشت و یکی از دانشمندان شرکت کننده جریان انرا تعریف می کند : " نه من و نه همکارم هرگز پی نخواهیم برد که ایا ان شبح واقعا" در جلو چشمان ما قرار داشت و یا اینکه در ذهن ما مجسم شده بود- و یا اینکه ایا واقعا از فضا به انجا کشیده شده بود یا اینکه توسط همان لاما به ما القاء شده بود . ما فقط تا حدودی میتوانیم شرح بدهیم از نظر ظاهری چگونه موجودی بود, اما یک چیز غیر زمینی در مورد ان وجود داشت – و ان چیز این بود که ذهن ادمی به تنهایی قادر به تجسم یک چنان موجودی نمیتواند باشد. «تیرگی رابط سیاسی بین چین و شوروی سابق مانع تداوم ان گونه تحقیقات توسط دانشمندان روسی در تبت گردید . ولی انها علاقه وافری به ان موضوع پیدا کرده بودند . در نتیجه توجه خود را به هندوستان معطوف نمدند که گفته میشود اساتید فن یوگای ان کشور به اسراری واقف هستند که میتواند فضانوردان روسی را قادر نماید تا در شرایط سخت سفرهای فضائی را تحمل نمایند .

گزارشات بعدی از سرزمین هند بسیار حیرت اور است . بعضی از مرتاض ها میتوانند – حرکت خون و قلب خود را از کار بیندازند  و بعد از چندین روز دوباره شروع به فعالیت کنند . سکونهای عجیب بعضی از روحانیون هندی ما را غافلگیر کرده است . یک نمونه از این سکونها:  یک مرتاض هندی در نزدیکی جنگلی بدون انکه کوچکترین حرکتی داشته باشد , یک دستش را بسوی اسمان گرفته و به مدت بیست و پنج سال تمام , سرپا ایستاده بود!! طبق گزارشات شاهدین عینی و جراید هند حتی کبوتری نیز در کفه دست او که به سمت اسمان بود , اشیان کرده و جوجه هایش را در ان لانه عجیب پرورش داده بود .!!!! این مرتاض برای تمرکز فکر و پاکسازی روح خویش از پلیدی ها توانسته بود با خوردن روزی یک فندق به مدت بیست و پنج سال تمام زنده بماند , نکته جالب توجه نیز در این است که حتی برداشتن و جویدن ان بقدری اهسته بود , که کاملا نامشهود می نمود!! البته اینگونه کارها سابقا" در میان بعضی از دراویش ما هم مشاهده شده است . به عنوان مثال شیخ طبرسی " انسانی بوده که دوبار زندگی کرده . طبق روایات مختلف شیعه و اهل سنت , شیخ طبرسی بدون هیچ ناراحتی و بیماری دارفانی را وداع گفت . تمامی شاگردان و اهل بیتش گریان و با دلی اکنده از درد او را به گورستان برده و پس از غسل و نماز جنازه اش را بخاک سپردند. شب همان روزی که وی را دفن کرده بودند, یکی از شاگردان در خواب شیخ را دید که استمداد کمک میکند . در خواب شیخ از او خواست که سریعا به نزد سایر طلاب رفته و به انها بگوید که شیخ زنده است...و او نیز چنین کرد . شاگردان همگی به سر قبر شیخ رفته و صدای ناله ای را از درون گور شنیدند . انها شروع به کاویدن نموده و زمانی که خاکها را از روی شیخ برداشتند, وی را زنده و کاملا سالم یافتند!! در حقیقت این روایت اصلا شک نکنید , چرا که منبع این روایت " الصادق الموت " یکی از کتابهای اهل سنت است. اری مطلب ما به انتها رسید و تنها یک سئوال باقی مانده است . ایا نیاکان ما در گذشته های دور قادر به پرواز به سیارات دیگر بودند.؟ ایا نیاکان ما مهمانانی از سایر سیارات داشته اند.؟

در این تصویر دو فضانورد را مشاهده می کنید . سمت راستی فضانورد عصر حاضر است – اما تصویر سمت چپ مجسمه ای میباشد که از منطقه ای در اکوادور کشف شده است . براستی تنها یک تخیل باعث ساختن این مجسمه شده است.؟!

برگرفته از :  MALIMOS

 



ارسال توسط سامان هادی پور

بشقاب پرنده

يوفو

موجودات فضايي